تبلیغات
از سر باران تا ته پاییز - بی پاسخ(+روزشمار پایان سال)
 
از سر باران تا ته پاییز
زندگی آبتنی کردن در حوضچه ی اکنون است / رخت ها را بکنیم ، آب در یک قدمی است
دوشنبه 16 اسفند 1389 :: نویسنده : ققنوس    
در تاریکی بی آغاز و پایان
دری در روشنی انتظارم رویید.
خودم را در پس در تنها نهادم
و به درون رفتم؛
اتاقی بی روزن تهی نگاهم را پر کرد.
سایه ای در من فرود آمد
و همه شباهتم را در ناشناسی خود گم کرد.
پس من کجا بودم ؟
شاید زندگی ام در جای گمشده ای نوسان داشت
. من انعکاسی بودم
که بیخودانه همه ی خلوت ها را بهم می زد.
در پایان همه رویاها در سایه بهتی فرو می رفت

من در پس در تنها مانده بودم
همیشه خود را در پس یک در تنها دیده ام
گویی وجودم در پای این در جا مانده بود،
در گنگی آن ریشه داشت
آیا زندگی ام صدایی بی پاسخ نبود؟

در تاق بی روزن انعکاسی سرگردان بود
و من در تاریکی خوابم برده بود
در ته خوابم خودم را پیدا کردم
و این هشیاری خطای تازه ی من بود؟

در تاریکی بی آغاز و پایان
فکری در پس در تنها مانده بودم
پس من کجا بودم؟
حس کردم جایی به بیداری می رسم،
همه ی وجودم را در روشنی این بیداری تماشا کردم :
آیا من سایه ی گمشده ی خطایی نبودم؟

در اتاق بی روزن
انعکاسی نوسان داشت
پس من کجا بودم ؟
در تاریکی بی آغاز و پایان
بهتی در پس در تنها مانده بودم.


سهراب سپهری



پ.ن :


13 روز تا پایان سال مونده، بر خلاف هر سال امسال روزشمار پایان نذاشتم ، آخه بدون روزشماری هم مثل برق میگذره ، سریعتر از اون چیزی که فکر می کردم این روزا داره میگذره !
14 روز دیگه تولدمه و 21 ساله میشم ! انگار همین دیروز بود که روزشمار 19 سالگی گذاشته بودم واسه خودم و روزها رو تا نوروز 89 میشمردم!
اون موقع اصلاً فکر نمی کردم 20 سالگیم اینقدر پر ماجرا باشه !!!
ولی حالا واسه 21 سالگی منتظر روزهای خوبم و خدا رو شکر می کنم که سال خوبی رو گذروندم و معذرت می خوام که ناشکریش رو کردم خیلی وقت ها !! خدا جون دوست دارم

حال و هوای عید شما رو هم گرفته ؟؟
هر جا میری یه عالـــــمـــــــــــــــــــــه ماهی قرمز خوشمل هست، امیدوارم دل همــــــــــــــــــــه شــــــــــــــــــــــــــــــاد باشه این روزاااااااااااا

دلاتون خونه تکونی کنید تا گرد و غبار ازشون بیرون بره !!! مبادا اجازه بدین غبار غم فرصت ها رو ازتون بگیره !!!




نوع مطلب : شعر و جمله های زیبا، دل نوشته، 
برچسب ها :




درباره وبلاگ

سال میان دو پلک را
ثانیه هایی شبیه راز تولد
بدرقه کردند.
کم کم، در ارتفاع خیس ملاقات
صومعه نور
ساخته شد.
حادثه از جنس ترس بود.
ترس
وارد ترکیب سنگ ها می شد.
حنجره ای در ضخامت خنک باد
غربت یک دوست
را زمزمه می کرد.
از سر باران
تا ته پاییز
تجربه های کبوترانه روان بود.
باران وقتی که ایستاد
منظره اوراق بود.
وسعت مرطوب
از نفس افتاد
قوس قزح در دهان حوصله ی ما
آب شد.

*****************

سلام دوستای گلم به وبلاگ من خوش اومدین، امیدوارم مطالب واستون مفید باشه و استفاده کنید.
خیلی از این نوشته ها متعلق به شعرای ایران عزیزه ، و مخصوصاٌ از اشعار سهراب سپهری.
شاد باشی دوست عزیزم.

***********
و اما جمله هایی که من باورشون دارم:

یك بار برای همیشه،
دیگر بس است،
بر گذشته افسوس مخور كه دیگر رفته،
و از آینده هراسی به خود راه مده كه هنوز نیامده،
و در لحظه زی و آن را چنان زیبا كن كه در خاطرات
جاودان شود.

**********************
همیشه دوست داشتم ابر باشم،
چون اونقدر شهامت داره که هروقت دلش میگیره،
جلوی همه گریه کنه......

**********************
هنگامی که عشق می ورزید نگویید:
"خدا در دل من است."
بگویید:
" من در دل خدا هستم."

***********************
شکسپیر:" شرط دل دادن،دل گرفتن است.
وگرنه یکی بی دل میشه و یکی 2دل...."

***********************

هرچی آدم پیر میشه،
آینده
کوتاهتر میشه......

**********************
خدایا به من آرامشی ده تا بپذیرم
آنچه را که نمی توانم تغییر دهم،
دلیری ده تا تغییر دهم آنچه را که
می توانم تغییر دهم،
بینشی ده تا تفاوت آن دو را بدانم،
و فهمی ده تا متوقع نباشم که دنیا
و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند.

***********************
آنگاه که دوازدهمین زنگ نیمه شب
نواخته می شود، در انتظار پایان شادی هایت نباش و
بدان که هیچ دری به روی تو بسته نخواهد شد زیرا در
این قصه خداوند فرشته ی مهربان توست.....

**********************

نامه ای خواهد رسید از ناكجاآباد اما برای تو. شاید قصه ای باشد از امید بی كران. تنها ایمان بیاور به وجود پستچی مهربان!!!

*************************

اگر تو خود را دوست نداشته باشی،
کیست که زحمت دوست داشتن تو را تقبل کند!!

**************************

گریه های بی بهانه بر خاک میریزندو گریه های بهانه دار بر شانه!
این تفاوت زمین است و آسمان!!

**********************
هرگاه احساس غربت کردی بدون خدا همین نزدیکی هاست....

**********************

خاطرمان باشد:
شاید سال ها بعد در رهگذر جاده ها بی تفاوت از كنار هم بگذریم
و بگوییم:
این غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود...


مدیر وبلاگ : ققنوس
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
زندگی یعنی؟











جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :