تبلیغات
از سر باران تا ته پاییز - نوروزی به یاد ماندنی
 
از سر باران تا ته پاییز
زندگی آبتنی کردن در حوضچه ی اکنون است / رخت ها را بکنیم ، آب در یک قدمی است
یکشنبه 7 فروردین 1390 :: نویسنده : ققنوس    
نمی دونم تا حالا شده یه نوروز با اتفاقاتی خاص داشته باشین که به واسه همیشه یادتون بمونه ؟!
نوروز امسال از اولش داره واسم اتفاقایی میفته که باعث شده امسال عید کاملاً متفاوت باشه !!!
از لحظه ی سال که خوابم برد و دو دقیقه بعد از سال تحویل بیدار شدم و بعد تولدم که فکر کنم سال اولی بود که روز تولدم گریه کردم که البته همون گریه هم واس شیرین بود ، شبشم یه عالمه نازم رو کشیدن 
بقیه اش خوب بود تا روز چهارم یعنی پنج شنبه که راهی سفر شدیم با دل خوش !!! تا بعد از اذان شب خوب و خوش سلامت بودیم و خوشحال که یه دفعه زنگ زدن بهمون که خونه ی همسایه دزد اومده و صدا میاد از خونه ی ما ! اجازه هست برن داخل ؟! (حالا داخل خونه بودن و به پلیس هم زنگ بودن! ) خلاصه آروم آروم بهمون گفتن که بله ! دزد رفته خونمون و همه جا رو زیر و کرده و بهم ریخته ! با دادن آدرس و چک کردن همسایه ها و فامیل و پلیس طلاها و پول های قایم شده رو پیدا کردن جز طلاهای من که توی کشوی میز آرایش بوده
با اتفاقی که پیش اومده بود تصمیم بر این شد که سفر رو شروع نشده تمام و برگردیم! دیگه بماند که چه حای داشتیم

(آخه خداییش این انصافه ؟؟؟؟؟  یه نفر که چندین سال زحمت کشیده ، کار کرده تا زندگیش به اینجا کسی چشم نداشته باشه ببینه و بخواد این طوری ضرب بزنه ؟؟؟؟ )
فردای اون روز تصمیم گرفتیم چون تا بهبان رفته بودیم حداقل یه سری هم ساحل دریا بریم و برگردیم ، رفتیم بندر گناوه کم کم داشتیم آروم می شدیم ، دزد هم که اومده بود و کار خودش رو کرده بود ما هم تصمیم گرفتیم که یه شب بمونیم و صبح شنبه برگردیم که نزدیک ظهر فهمیدیم سر و کله ی آقا دزده باز خونمون پیدا شده و همسایه ها هم دیدنش و دنالش دویدن اما فرار کرده !! دیگه مصمم شدیم برگردیم
حالا بماند که چقدر تو ترافیک موندیم و چقدر الاف شدیم تا برسیم اصفهان !!!
وقتی به خونه رسیدیم با کلی ترس و استرس وارد شدیم جای دشمنتون خالی همه چیز اتاق خاوب ها رو بیرون ریخته بود!!!! وقتی چیزها رو سر جاش میچیدیم فهمیدیم
هیچی نبرده !!!!!
حالا سوال بزرگ اینه که دنبال چی بوده ؟؟؟؟

نکته ی جالب این بوده که صبح که از خونه رفته بودیم بیرون اتو رو یادمون رفته بوده از برق در بیاریم !!! و وقتی همسایه ها به خاطر دزد میان توی خونه میبینن و درش میارن !!!! حالا فکر کنید که دزد نمیومد و کسی اتو رو خاموش نمی کرد سر خونه ای که همه ی وسایلش چوبیه چی می اومد ؟؟؟
اینجاس که آدم تو
مصلحت خدا میمونه !! درسته که سفرمون نصفه نیمه رها شد و ننتونستیم بریم کیش ولی باز شکر خدا به سلامت و رفتیم و برگشتیم و جاهای زیبایی هم دیدیم (که چنتایی ازعکساش رو توی ادامه مطلب میذارم) و ضرر خاصی بهمون نرسید !!!

نتیجه گیری اخلاقی :

1- موقع بیرون رفتن از خونه همه چیز رو چک کنید شاید اتو روشن مونده
2- واسه خونتون حتماً
دزدگیر بذارین و به قفل کردن درها کفایت نکنید!!!
3-روی دیوارهاتون حتماً نرده داشته باشین !
4- وقتی اتفاقی غیر منتظره میفته زود شاکی نشین و صبور باشین چون حتماً خیری در کار است!
5- در همه حال خوش گذرونی و شاد بودن رو فراموش نکنید !

عکس ها رو ادامه مطلب ببینید ، دلنشینن


راستی   
سال نو مبارک سال خوبی داشته باشین

تفلد خودمم با 7روز تاخیر مبالک




















نوع مطلب : دل نوشته، لحظه های صورتی، 
برچسب ها :




درباره وبلاگ

سال میان دو پلک را
ثانیه هایی شبیه راز تولد
بدرقه کردند.
کم کم، در ارتفاع خیس ملاقات
صومعه نور
ساخته شد.
حادثه از جنس ترس بود.
ترس
وارد ترکیب سنگ ها می شد.
حنجره ای در ضخامت خنک باد
غربت یک دوست
را زمزمه می کرد.
از سر باران
تا ته پاییز
تجربه های کبوترانه روان بود.
باران وقتی که ایستاد
منظره اوراق بود.
وسعت مرطوب
از نفس افتاد
قوس قزح در دهان حوصله ی ما
آب شد.

*****************

سلام دوستای گلم به وبلاگ من خوش اومدین، امیدوارم مطالب واستون مفید باشه و استفاده کنید.
خیلی از این نوشته ها متعلق به شعرای ایران عزیزه ، و مخصوصاٌ از اشعار سهراب سپهری.
شاد باشی دوست عزیزم.

***********
و اما جمله هایی که من باورشون دارم:

یك بار برای همیشه،
دیگر بس است،
بر گذشته افسوس مخور كه دیگر رفته،
و از آینده هراسی به خود راه مده كه هنوز نیامده،
و در لحظه زی و آن را چنان زیبا كن كه در خاطرات
جاودان شود.

**********************
همیشه دوست داشتم ابر باشم،
چون اونقدر شهامت داره که هروقت دلش میگیره،
جلوی همه گریه کنه......

**********************
هنگامی که عشق می ورزید نگویید:
"خدا در دل من است."
بگویید:
" من در دل خدا هستم."

***********************
شکسپیر:" شرط دل دادن،دل گرفتن است.
وگرنه یکی بی دل میشه و یکی 2دل...."

***********************

هرچی آدم پیر میشه،
آینده
کوتاهتر میشه......

**********************
خدایا به من آرامشی ده تا بپذیرم
آنچه را که نمی توانم تغییر دهم،
دلیری ده تا تغییر دهم آنچه را که
می توانم تغییر دهم،
بینشی ده تا تفاوت آن دو را بدانم،
و فهمی ده تا متوقع نباشم که دنیا
و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند.

***********************
آنگاه که دوازدهمین زنگ نیمه شب
نواخته می شود، در انتظار پایان شادی هایت نباش و
بدان که هیچ دری به روی تو بسته نخواهد شد زیرا در
این قصه خداوند فرشته ی مهربان توست.....

**********************

نامه ای خواهد رسید از ناكجاآباد اما برای تو. شاید قصه ای باشد از امید بی كران. تنها ایمان بیاور به وجود پستچی مهربان!!!

*************************

اگر تو خود را دوست نداشته باشی،
کیست که زحمت دوست داشتن تو را تقبل کند!!

**************************

گریه های بی بهانه بر خاک میریزندو گریه های بهانه دار بر شانه!
این تفاوت زمین است و آسمان!!

**********************
هرگاه احساس غربت کردی بدون خدا همین نزدیکی هاست....

**********************

خاطرمان باشد:
شاید سال ها بعد در رهگذر جاده ها بی تفاوت از كنار هم بگذریم
و بگوییم:
این غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود...


مدیر وبلاگ : ققنوس
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
زندگی یعنی؟











جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :