تبلیغات
از سر باران تا ته پاییز - لعنت به این دل
 
از سر باران تا ته پاییز
زندگی آبتنی کردن در حوضچه ی اکنون است / رخت ها را بکنیم ، آب در یک قدمی است
سه شنبه 27 تیر 1391 :: نویسنده : ققنوس    
لامصب این دل دیوونم کرده! 
امان از وقتی که یه جا دیگه باشه و نشه آرومش کرد!
با تمام انرژیم اسیرش کردم تا بمونه اما فایده نداره! هر شب به محض اینکه خوابم میبره از دستم می پره! بازم خواب میبینم ...!
چاره ای نیست باید تحمل کنم تا عادت کنه...!

 پ.ن:خدایا وضعیتم رو بهتر از هر کسی می دونی، 
شب و روزم رو میبینی!
کمکم کن!
باید از نو بسازم، خودم رو، دلم رو، زندگی رو!
می دونم تا تو کنارمی می تونم، می تونم خودم، خودم رو بسازم...
کمکم کن که چشمام رو باز کنم رو داشته هام، روی چیزایی که بهم دادی تا سر پا بمونم....
کمکم کن که غمم رو فقط از تو نمی تونم پنهون کنم، همه گول لبای خندونم رو می خورن اما تو دلم رو میبینی...
میون این همه آدم گاهی بدجور احساس تنهایی می کنم، پیشم بمون،
پیشم بمون تا شبا قبل خواب حرف های دلم رو با تو قسمت کنم...
خدایا تنها پناهم تویی، ببخش که من بدقولم...

پ.ن:  تصمیم گرفتم واسه کارشناسی ارشد بخونم، ولی سنگینی پایان نامم و حجم زیاد درسا بهم استرس وارد می کنه،
ماه رمضون نزدکیه،
واسم دعا کنید دوستای گلم...
محتاجم به دعاتون..!





پ.ن:
نگاه بی قرار من اگه دست از چشات برداشت
اگه این قصه ی شیرین واست پایان تلخی داشت
اگه هر وقت که دلتنگی صدامو دیگه نشنیدی
اگه فردا زیره بارون منو با دیگری دید ی
من از تو معذرت می خوام اگه از من بدی دیدی
من از تو معذرت می خوام اگه از دوری رنجیدی
من از تو معذرت می خوام که باز چشمات و تر کردم
من از تو معذرت می خوام که دیگه بر نمی گردم
نگو دلگیری از دستم که قدرت رو ندونستم
دلم خوشبختیت و می خواست تو باور کن نتونستم
اگه دستای سر گردون منو از قلب تو چیده 
من از تو معذرت می خوام گل زیبای ارکیده
من از تو معذرت می خوام اگه از من بدی دیدی
من از تو معذرت می خوام اگه از دوری رنجیدی
من از تو معذرت می خوام که باز چشمات و تر کردم
من از تو معذرت می خوام که دیگه بر نمی گردم
من از تو معذرت می خوام که دلگیری و پژمرده
من از تو معذرت می خوام که احساست ترک خورده




نوع مطلب : ترانه ها، دل نوشته، 
برچسب ها :




درباره وبلاگ

سال میان دو پلک را
ثانیه هایی شبیه راز تولد
بدرقه کردند.
کم کم، در ارتفاع خیس ملاقات
صومعه نور
ساخته شد.
حادثه از جنس ترس بود.
ترس
وارد ترکیب سنگ ها می شد.
حنجره ای در ضخامت خنک باد
غربت یک دوست
را زمزمه می کرد.
از سر باران
تا ته پاییز
تجربه های کبوترانه روان بود.
باران وقتی که ایستاد
منظره اوراق بود.
وسعت مرطوب
از نفس افتاد
قوس قزح در دهان حوصله ی ما
آب شد.

*****************

سلام دوستای گلم به وبلاگ من خوش اومدین، امیدوارم مطالب واستون مفید باشه و استفاده کنید.
خیلی از این نوشته ها متعلق به شعرای ایران عزیزه ، و مخصوصاٌ از اشعار سهراب سپهری.
شاد باشی دوست عزیزم.

***********
و اما جمله هایی که من باورشون دارم:

یك بار برای همیشه،
دیگر بس است،
بر گذشته افسوس مخور كه دیگر رفته،
و از آینده هراسی به خود راه مده كه هنوز نیامده،
و در لحظه زی و آن را چنان زیبا كن كه در خاطرات
جاودان شود.

**********************
همیشه دوست داشتم ابر باشم،
چون اونقدر شهامت داره که هروقت دلش میگیره،
جلوی همه گریه کنه......

**********************
هنگامی که عشق می ورزید نگویید:
"خدا در دل من است."
بگویید:
" من در دل خدا هستم."

***********************
شکسپیر:" شرط دل دادن،دل گرفتن است.
وگرنه یکی بی دل میشه و یکی 2دل...."

***********************

هرچی آدم پیر میشه،
آینده
کوتاهتر میشه......

**********************
خدایا به من آرامشی ده تا بپذیرم
آنچه را که نمی توانم تغییر دهم،
دلیری ده تا تغییر دهم آنچه را که
می توانم تغییر دهم،
بینشی ده تا تفاوت آن دو را بدانم،
و فهمی ده تا متوقع نباشم که دنیا
و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند.

***********************
آنگاه که دوازدهمین زنگ نیمه شب
نواخته می شود، در انتظار پایان شادی هایت نباش و
بدان که هیچ دری به روی تو بسته نخواهد شد زیرا در
این قصه خداوند فرشته ی مهربان توست.....

**********************

نامه ای خواهد رسید از ناكجاآباد اما برای تو. شاید قصه ای باشد از امید بی كران. تنها ایمان بیاور به وجود پستچی مهربان!!!

*************************

اگر تو خود را دوست نداشته باشی،
کیست که زحمت دوست داشتن تو را تقبل کند!!

**************************

گریه های بی بهانه بر خاک میریزندو گریه های بهانه دار بر شانه!
این تفاوت زمین است و آسمان!!

**********************
هرگاه احساس غربت کردی بدون خدا همین نزدیکی هاست....

**********************

خاطرمان باشد:
شاید سال ها بعد در رهگذر جاده ها بی تفاوت از كنار هم بگذریم
و بگوییم:
این غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود...


مدیر وبلاگ : ققنوس
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
زندگی یعنی؟











جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :